تبليغاتX
یادداشتهای یه نی نی

سلام من هفته پیش این موقع هنوز دنیا نیومده بودم .
تازه قرار بود که یکشنبه ششم مرداد همون طوری که باباجونم توی شعرش نوشته توی بیمارستان دهخدا دنیا بیام
من تازه امروز ۶روزمه قراره امشب برام مراسم  نامگذاری بگیرن
 راستی چون خودم هنوز  نمیتونم با کامپیوتر کار کنم حرفامو به بابا و مامان و داداش نوژنم میگم که برام بنویسند.
در ضمن بابام (احد چگینی ) این شعرو برام گفته :
 
با دعا و با سلام و با درود
نازنینی پلک بردنیا گشود

یک هزار و سیصد و هشتاد و هفت
عصر یکشنبه شش مرداد بود

لطف حق مشمول ما شد باز هم
شاخ شمشادی عطا برما نمود

دست افشان میرسد از راه باد
بلبلی بر شاخه می خواند سرود

در هوا پیچیده عطر نام تو
در دل آتش بیندازید عود

مادر پیر فلک منقل به دست
می کند از بهر تو اسفند دود

گرخدا خواهد یقینا میرسی
تا به اوج این بلندای کبود

مثل دریا بیکران و صاف و پاک
ایکه در رگهای تو جاریست رود

دور باد از تو پلیدی و بلا
کور بادا چشم ناپاک و حسود

شکر حق شاهین اقبالی بلند
آمده بر شانه های من فرود

نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 7:5 توسط پارسیناچگینی |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

parsinaa

پارسیناچگینی

parsinaa

http://parsinaa.blogfa.com

یادداشتهای یه نی نی

یادداشتهای یه نی نی

یادداشتهای یه نی نی

من و دیگران

یادداشتهای یه نی نی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog